پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸۵

روز ما را دیگران را شب شده

ز آفتابی اختران را شب شده

تیر دولت‌های ما پیروز شد

تیر جست و مر کمان را شب شده

روز خندان در رخ عین الیقین

کافرستان گمان را شب شده

برپریده مرغ ایمانت کنون

بی‌امان خواهی امان را شب شده

هر دمی روز است اندر کان جان

روز نقد توست کان را شب شده

عاشقان را روزهای بی‌نشان

عاقل رسم و نشان را شب شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۸۷پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸۸این جا کسی‌ست پنهان دامان من گرفته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸۹در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹۰آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹۱بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹۳برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹۴از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.