پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹۲

ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده

دل رفته ما پی دل چون بی‌دلان دویده

دزدیده دل ز حسنت از عشق جامه واری

تا شحنه فراقت دستان دل بریده

از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده

نی را ز ناله من در جان شکر دمیده

در سایه‌های عشقت ای خوش همای عرشی

هر لحظه باز جان‌ها تا عرش برپریده

ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین

از آب عشق رسته وین آهوان چریده

دیده ندیده خود را و اکنون ز آینه تو

هر دیده خویشتن را در آینه بدیده

سرنای دولت تو ای شمس حق تبریز

گوش رباب جانی برتافته شنیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹۴از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹۵دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹۸آن دم که در رباید باد از رخ تو پرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۰گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.