پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۹۰

دیدی که چه کرد آن پری رو

آن ماه لقای مشتری رو

گشتند بتان همه نگونسار

در حسن خلیل آزری رو

شد کفر چو شمع‌های ایمان

کورد به سوی کافری رو

شد جمله جهان بهشت خندان

زان سرو روان عبهری رو

دارد دو هزار سحر مطلق

وای ار آرد به ساحری رو

افروخت بهار چون گل سرخ

بر رغم دل مزعفری رو

کافور نثار کرد خورشید

بر چهره شام عنبری رو

شد شیشه زرد همچو لاله

زان باده لعل احمری رو

فربه شد عشق و زفت و لمتر

بنهاد خرد به لاغری رو

بر باده لعل زد رخ من

تا چند نهد به زرگری رو

بس کن هله فتنه را مشوران

یا برگردان ز شاعری رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۹۲ای عارف خوش کلام برگو
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹۳ای صید رخ تو شیر و آهو
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۹۴آن وعده که کرده‌ای مرا کو
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۹۵خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۹۶از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۹۸جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹۹ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.