پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۴

یک قوصره پر دارم ز سخن

جان می‌شنود تو گوش مکن

دربند خودی زین سیر شدی

گیری سر خود ای بی‌سر و بن

چون مستمعان جمله بروند

گویم غم نو با یار کهن

کی سیر شود ماهی ز تری

یا تشنه حق از علم لدن

گر سیر شدند این مستمعان

جان می‌شنود از قرط اذن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۹۶گر تنگ بدی این سینه من
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۹۷چون دل جانا بنشین بنشین
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۹۸شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۹۹چند نظاره جهان کردن
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۰چند بوسه وظیفه تعیین کن
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۱سیر گشتم ز نازهای خسان
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰۲چیست با عشق آشنا بودن
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰۳گرچه اندر فغان و نالیدن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.