پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن

چو حریف نیک داری تو به ترک نیک و بد کن

منگر که کیست گریان ز جفا و کیست عریان

نه وصی آدمی تو بنشین و کار خود کن

نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کن

نظری دگر به سوی رخ یار سروقد کن

شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروشش

چو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن

نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشد

تو مویز و جوز خود را بستان در آن سبد کن

شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزد

حسد ار کنی تو باری پی آن شکر حسد کن

به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شو

جهت قران ماهش چو منجمان رصد کن

چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزه

پس از این نشاط و مستی ز صراحی ابد کن

به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشین

که کسی خورت نبیند طرب از می احد کن

چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستی

خورشش از این طبق ده تتقش هم از خرد کن

ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرم

سبک آینه بیان را تو بگیر و در نمد کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.