پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۲

هست ما را هر زمانی از نگار راستین

لقمه‌ای اندر دهان و دیگری در آستین

این حد خوبی نباشد ای خدایا چیست این

هیچ سروی این ندارد خوش قد و بالا است این

این چنین خورشید پیدا چونک پنهان می شود

او چنین پنهان ز عالم از برای ماست این

جمع خواهد آن بت و تنهاروان خود دیگرند

هر کجا خوبی بود او طالب غوغاست این

شمس تبریز ار چه جانی گر چو جان پنهان شوی

بر دلم تهمت نشیند کز کجا برخاست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵۶سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۷هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۸ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۹روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶۰آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶۱نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.