پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۵

هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من

هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من

خاک را و خاکیان را این همه جوشش ز چیست

ریخت بر روی زمین یک جرعه از خمار من

هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است

منگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من

در بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمین

چون بهار من بیاید بردمد اسرار من

چون به گلزار زمین خار زمین پوشیده شد

خارخار من نماند چون دمد گلزار من

هر کی بیمار خزان شد شربتی خورد از بهار

چون بهار من بخندد برجهد بیمار من

چیست این باد خزانی آن دم انکار تو

چیست آن باد بهاری آن دم اقرار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۷سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۲هست ما را هر زمانی از نگار راستین
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنین
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.