پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴۶

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من

تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول

بودمی بی‌دام و بی‌خاشاک در عمان من

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من

سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من

همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش

روی همچون آفتابت بس بود برهان من

رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو

چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من

تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم

چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من

من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی

تو کی باشی مر مرا سلطان من سلطان من

چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم

جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من

ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر

یا فغانم از تو آید یا توی افغان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴۸بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴۹آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵۰بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۵۲هست ما را هر زمانی از نگار راستین
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵۳هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنین
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۵۴عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵۵ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.