پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۴

با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن

چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من

ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی

وی بنده‌ات را بندگی بهتر ز ملک انجمن

گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم تو را

تا زنده‌ای باشم تو را چون شمع در گردن زدن

زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو

آن مرده‌ای اندر قبا وین زنده‌ای اندر کفن

آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود

آن سر نهد تا جان برد وین خصم جان خویشتن

ای تافته در جان من چون آفتاب اندر حمل

وی من ز تاب روی تو همچون عقیق اندر یمن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.