پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۳

بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن

ای نقش او شمع جهان ای چشم من او را لگن

چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد

چون سرو و گل هر دو خورند از آب لطفت بی‌دهن

ای کار جان پاک از عبث روزی جان پاک از حدث

هر لحظه زاید صورتی در شهر جان بی‌مرد و زن

هر صورتی به از قمر شیرینتر از شهد و شکر

با صد هزاران کر و فر در خدمت معشوق من

حیران ملک در رویشان آب فلک در جویشان

ای دل چو اندر کویشان مست آمدی دستی بزن

زان ماه روی مه جبین شد چون فلک روی زمین

المستغاث ای مسلمین زین نقش‌های پرفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۵پوشیده چون جان می‌روی، اندر میان جانِ من
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.