پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۶

اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال

چو در بتان زند آتش بتم زهی اقبال

چنانک دی ز جمالش هزار توبه شکست

اگر رسد عجب امروز هم زهی اقبال

نشسته‌اند در اومید او قطار قطار

اگر ز لطف نماید کرم زهی اقبال

میان لشکر هجران که تیغ در تیغست

سپاه وصل برآرد علم زهی اقبال

هزار گل بنماید که خار مست شود

هزار خنده برآرد ز غم زهی اقبال

به رغم حرص شکم خوار خوان نهد با دل

هزار کاسه کشد بی‌شکم زهی اقبال

چو عشق دست برآرد سبک شود قالب

دود بگرد فلک بی‌قدم زهی اقبال

چو صبحدم برسد شاه شمس تبریزی

چو آفتاب جهان بی‌حشم زهی اقبال

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۸به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲لجکنن اغلن هی بزه کلکل
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳کجکنن اغلن اودیا کلکل
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ایها النور فی الفؤاد تعال
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.