پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۵۷

پیام کرد مرا بامداد بحر عسل

که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل

به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی

ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل

سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص

حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل

بگوید آب ز من رسته‌ای به من آیی

به آخر آن جا آیی که بوده‌ای اول

به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد

هزار طره بروید ز مشک بر سر کل

شراب خوار که نامیخت با شراب این آب

کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵۹ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۰باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۱عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۶۲لجکنن اغلن هی بزه کلکل
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶۳کجکنن اغلن اودیا کلکل
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۶۴ایها النور فی الفؤاد تعال
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶۵یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۶۶یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.