پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶۵

یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال

کم انادی انظر ونا  نقتبس من نورکم

قد رجعنا جانبا من طور انوار الجلال

من رأی نورا انیسا یملاء الدنیا هوی

للسری منه جمال للعدی منه ملال

کل امر منه حق مستحق نافذ

ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال

من شکا مغلاق باب فلینل مفتاحه

من شکا ضر الظما فلیستقی الماء الزلال

لیس ذا اسماء صفر باطل سمیته

دعوة التحقیق حال خدعة الدنیا محال

حبذا اسواق اشواق ربت ارباحها

حبذا نور یکون الشمس فیه کالهلال

ما علیکم لو سهرتم لیلة الف الهوی

ربما تلقون ضیفا تعرفوا لیل الرحال

یا محبا قم تنادم فالمحب لا ینام

یا نعوسا قم تفرج حسن ربات الحجال

دولتش همسایه شد همسایگان را مژده شو

مرغ جان‌ها را ببخشد کر و فرش پر و بال

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۶۷رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶۸عمرک یا واحدا فی درجات الکمال
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۶۹تعال یا مدد العیش و السرور تعال
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۷۰آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷۲این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۷۳هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷۴ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.