پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۷

مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

که هر دو آب حیاتست پخته و خامش

خمار باده او خوشترست یا مستی

که باد تا به ابد جان‌های ما جامش

ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش

مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش

جفای او که روان گریزپای مرا

حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش

بسی بهانه روانم نمود تا نرود

کشید جانب اقبال کام و ناکامش

طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت

نشان نماند او را که بشنود نامش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۸۹دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۹۰مست گشتم ز ذوق دشنامش
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۹۱توبه من درست نیست خموش
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۹۲آمد آن خواجه سیماترش
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۹۳علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹۴کل عقل بوصلکم مدهش
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۹۵بیا بیا که توی جان جان جان سماع
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹۶بیا بیا که توی جان جان جان سماع
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.