پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

ما را سفری فتاد بی‌ما

آن جا دل ما گشاد بی‌ما

آن مه که ز ما نهان همی‌شد

رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما

چون در غم دوست جان بدادیم

ما را غم او بزاد بی‌ما

ماییم همیشه مست بی‌می

ماییم همیشه شاد بی‌ما

ما را مکنید یاد هرگز

ما خود هستیم یاد بی‌ما

بی ما شده‌ایم شاد گوییم

ای ما که همیشه باد بی‌ما

درها همه بسته بود بر ما

بگشود چو راه داد بی‌ما

با ما دل کیقباد بنده‌ست

بنده‌ست چو کیقباد بی‌ما

ماییم ز نیک و بد رهیده

از طاعت و از فساد بی‌ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰بیدار کنید مستیان را
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲در میان پرده خون عشق را گلزارها
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵ساقیا گردان کن آخر آن شرابِ صاف را
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶پرده‌ی دیگر مزن جز پرده‌ی دلدار ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی!؟ چرا ؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.