پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۴

عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

ای دل تو آیت حق مصحف کژ خوان و مترس

جانوری لاجرم از فرقت جان می‌لرزی

ری بهل و واو بهل شو همگی جان و مترس

چون تو گمانی ابدا خایفی از روز یقین

عین گمان را تو به سر عین یقین دان و مترس

در دل کان نقد زری غایبی از دیدن خود

رقص کنان شعله زنان برجه از این کان و مترس

دل ز تو برهان طلبد سایه برهان نه توی

بر مثل سایه برو باز به برهان و مترس

سایه که فانی کندش طلعت خورشید بقا

سایه مخوانش تو دگر عبرت ماکان و مترس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ای دل بی‌بهره از بهرام ترس
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیست در آخرزمان فریادرس
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.