پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۷

نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس

پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجه‌ام

روزگار نازنین را می‌دهد بر آنموس

در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش

نام او را طیر خوانی نام خود را آنترپوس

آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا

او به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس

من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد

خاک پای او به آید از سر واسلیوس

گَرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز

تا نباشی روز حشر از جملهٔ کالویروس

رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار

گر عرب باشی و گر ترک و وگر سراکنوس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ای دل بی‌بهره از بهرام ترس
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیست در آخرزمان فریادرس
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۴بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۵ای مستِ ماهِ رویِ تو استاره و گردون، خوش
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.