پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۳

برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز

مقام داشت به جنت صفی حق آدم

جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز

میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست

ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز

چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز

که احتراق دهد آب گرم نارآمیز

برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی

که ذوق خمر تو را دیده‌ام خمارآمیز

ولیک موی کشان آردم بر تو غمت

که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز

هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم

بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز

به گردنامه سحرم به خانه بازآرد

خیال یار به اکراه اختیارآمیز

غم تو بر سفرم زیر زیر می‌خندد

که واقفست از این عشق زینهارآمیز

به پیش سلطنت توبه‌ام چو مسخره ایست

که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز

سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی

حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ای دل بی‌بهره از بهرام ترس
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰نیست در آخرزمان فریادرس
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.