پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۰

ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز

تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز

دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند

در تن من خون نماند خون دل رز بریز

با دل و جان یاغیم بی‌دل و جان می‌زیم

باطن من صید شاه ظاهر من در گریز

ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست

چونک بغرید شیر رو چو فرس خون بمیز

کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس وار

سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ تیز

تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ

با جگر مرده ریگ ساقی جان در ستیز

تا می دل خورده‌ام ترک جگر کرده‌ام

چونک روم در لحد زان قدحم کن جهیز

ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار

ساغر خردم سبوست من چه کنم کفجلیز

شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان

تا که ز تف تموز سوزد پرده حجیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷نیم‌شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹ای دل بی‌بهره از بهرام ترس
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.