پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۵۸ - بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن

اطلس عمرت به مقراض شهور

برد پاره‌پاره خیاط غرور

تو تمنا می‌بری که اختر مدام

لاغ کردی سعد بودی بر دوام

سخت می‌تولی ز تربیعات او

وز دلال و کینه و آفات او

سخت می‌رنجی ز خاموشی او

وز نحوس و قبض و کین‌کوشی او

که چرا زهرهٔ طرب در رقص نیست

بر سعود و رقص سعد او مه‌ایست

اخترت گوید که گر افزون کنم

لاغ را پس کلیت مغبون کنم

تو مبین قلابی این اختران

عشق خود بر قلب‌زن بین ای مهان

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال راگفت صوفی قادرست آن مستعان
  2. بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی راگفت قاضی گر نبودی امر مر
  3. بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بودآن یکی زن شوی خود را گفت هی
  4. بخش ۶۳ - مثلعارفی پرسید از آن پیر کشیش
  5. بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسبآن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد
  6. بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجستدید در خواب او شبی و خواب کو
  7. بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنجاندر آن رقعه نبشته بود این
  8. بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاهپس خبر کردند سلطان را ازین
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.