پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه

پس خبر کردند سلطان را ازین

آن گروهی که بدند اندر کمین

عرضه کردند آن سخن را زیردست

که فلانی گنج‌نامه یافتست

چون شنید این شخص کین با شه رسید

جز که تسلیم و رضا چاره ندید

پیش از آنک اشکنجه بیند زان قباد

رقعه را آن شخص پیش او نهاد

گفت تا این رقعه را یابیده‌ام

گنج نه و رنج بی‌حد دیده‌ام

خود نشد یک حبه از گنج آشکار

لیک پیچیدم بسی من هم‌چو مار

مدت ماهی چنینم تلخ‌کام

که زیان و سود این بر من حرام

بوک بختت بر کند زین کان غطا

ای شه پیروزجنگ و دزگشا

مدت شش ماه و افزون پادشاه

تیر می‌انداخت و برمی‌کند چاه

هرکجا سخته کمانی بود چست

تیر داد انداخت و هر سو گنج جست

غیر تشویش و غم و طامات نی

هم‌چو عنقا نام فاش و ذات نی

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیمچونک رقعهٔ گنج پر آشوب را
  2. بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سرهرفت درویشی ز شهر طالقان
  3. بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرماشکش از دیده بجست و گفت او
  4. بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتنبانگ زد بر وی جوان و گفت بس
  5. بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته استبعد از آن پرسان شد او از هر کسی
  6. بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشهاندرین بود او که شیخ نامدار
  7. بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةپس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای
  8. بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول بادمؤمنان از دست باد ضایره
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.