پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره

رفت درویشی ز شهر طالقان

بهر صیت بوالحسین خارقان

کوه‌ها ببرید و وادی دراز

بهر دید شیخ با صدق و نیاز

آنچ در ره دید از رنج و ستم

گرچه در خوردست کوته می‌کنم

چون به مقصد آمد از ره آن جوان

خانهٔ آن شاه را جست او نشان

چون به صد حرمت بزد حلقهٔ درش

زن برون کرد از در خانه سرش

که چه می‌خواهی بگو ای ذوالکرم

گفت بر قصد زیارت آمدم

خنده‌ای زد زن که خه‌خه ریش بین

این سفر‌گیری و این تشویش بین

خود ترا کاری نبود آن جایگاه

که به بیهوده کنی این عزم راه

اشتهای گول‌گردی آمدت

یا ملولی وطن غالب شدت

یا مگر دیوت دو شاخه بر نهاد

بر تو وسواس سفر را در گشاد

گفت نا‌فرجام و فحش و دمدمه

من نتانم باز گفتن آن همه

از مثل وز ریش‌خند بی‌حساب

آن مرید افتاد از غم در نشیب

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتنبانگ زد بر وی جوان و گفت بس
  2. بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته استبعد از آن پرسان شد او از هر کسی
  3. بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشهاندرین بود او که شیخ نامدار
  4. بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةپس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای
  5. بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول بادمؤمنان از دست باد ضایره
  6. بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنجنک خیال آن فقیرم بی‌ریا
  7. بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکارگفت آن درویش ای دانای راز
  8. بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آناندرین بود او که الهام آمدش
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.