پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است

بعد از آن پرسان شد او از هر کسی

شیخ را می‌جست از هر سو بسی

پس کسی گفتش که آن قطب دیار

رفت تا هیزم کشد از کوهسار

آن مرید ذوالفقاراندیش تفت

در هوای شیخ سوی بیشه رفت

دیو می‌آورد پیش هوش مرد

وسوسه تا خفیه گردد مه ز گرد

کین چنین زن را چرا این شیخ دین

دارد اندر خانه یار و همنشین

ضد را با ضد ایناس از کجا

با امام‌الناس نسناس از کجا

باز او لاحول می‌کرد آتشین

که اعتراض من برو کفرست و کین

من کی باشم با تصرفهای حق

که بر آرد نفس من اشکال و دق

باز نفسش حمله می‌آورد زود

زین تعرف در دلش چون کاه دود

که چه نسبت دیو را با جبرئیل

که بود با او به صحبت هم مقیل

چون تواند ساخت با آزر خلیل

چون تواند ساخت با ره‌زن دلیل

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةپس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای
  2. بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول بادمؤمنان از دست باد ضایره
  3. بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنجنک خیال آن فقیرم بی‌ریا
  4. بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکارگفت آن درویش ای دانای راز
  5. بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آناندرین بود او که الهام آمدش
  6. بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بودیک حکایت بشنو اینجا ای پسر
  7. بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورماشتر و گاو و قجی در پیش راه
  8. بخش ۸۲ - مثلسوی جامع می‌شد آن یک شهریار
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.