پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج

اندر آن رقعه نبشته بود این

که برون شهر گنجی دان دفین

آن فلان قبه که در وی مشهدست

پشت او در شهر و در در فدفدست

پشت با وی کن تو رو در قبله آر

وانگهان از قوس تیری بر گذار

چون فکندی تیر از قوس ای سعاد

بر کن آن موضع که تیرت اوفتاد

پس کمان سخت آورد آن فتی

تیر پرانید در صحن فضا

زو تبر آورد و بیل او شاد شاد

کند آن موضع که تیرش اوفتاد

کند شد هم او و هم بیل و تبر

خود ندید از گنج پنهانی اثر

هم‌چنین هر روز تیر انداختی

لیک جای گنج را نشناختی

چونک این را پیشه کرد او بر دوام

فجفجی در شهر افتاد و عوام

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آنچونک تعویق آمد اندر عرض و طول
  2. بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیمچونک رقعهٔ گنج پر آشوب را
  3. بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سرهرفت درویشی ز شهر طالقان
  4. بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرماشکش از دیده بجست و گفت او
  5. بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتنبانگ زد بر وی جوان و گفت بس
  6. بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته استبعد از آن پرسان شد او از هر کسی
  7. بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشهاندرین بود او که شیخ نامدار
  8. بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةپس خلیفه ساخت صاحب‌سینه‌ای
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.