پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر ششم

بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را

گفت صوفی قادرست آن مستعان

که کند سودای ما را بی زیان

آنک آتش را کند ورد و شجر

هم تواند کرد این را بی‌ضرر

آنک گل آرد برون از عین خار

هم تواند کرد این دی را بهار

آنک زو هر سرو آزادی کند

قادرست ار غصه را شادی کند

آنک شد موجود از وی هر عدم

گر بدارد باقیش او را چه کم

آنک تن را جان دهد تا حی شود

گر نمیراند زیانش کی شود

خود چه باشد گر ببخشد آن جواد

بنده را مقصود جان بی‌اجتهاد

دور دارد از ضعیفان در کمین

مکر نفس و فتنهٔ دیو لعین

ادامه‌ی دفتر ششم

  1. بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بودآن یکی زن شوی خود را گفت هی
  2. بخش ۶۳ - مثلعارفی پرسید از آن پیر کشیش
  3. بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسبآن یکی بیچارهٔ مفلس ز درد
  4. بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجستدید در خواب او شبی و خواب کو
  5. بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنجاندر آن رقعه نبشته بود این
  6. بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاهپس خبر کردند سلطان را ازین
  7. بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آنچونک تعویق آمد اندر عرض و طول
  8. بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیمچونک رقعهٔ گنج پر آشوب را
همه‌ی دفتر ششم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.