پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان

بشنو اکنون قصهٔ آن ره‌روان

که ندارند اعتراضی در جهان

ز اولیا اهل دعا خود دیگرند

که همی‌دوزند و گاهی می‌درند

قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا

که دهانشان بسته باشد از دعا

از رضا که هست رام آن کرام

جُستن دفع قضاشان شد حرام

در قضا ذوقی همی‌بینند خاص

کفرشان آید طلب کردن خلاص

حُسن ظنی بر دل ایشان گشود

که نپوشند از عَمی جامهٔ کبود

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتشآن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ای
  2. بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیمر علی را در مثالی شیر خواند
  3. بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربتاز کلیم حق بیاموز ای کریم
  4. بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیآن دقوقی رحمة الله علیه
  5. بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحلهفت شمع از دور دیدم ناگهان
  6. بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعباز می‌دیدم که می‌شد هفت، یک
  7. بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مردهفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد
  8. بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختباز هر یک مرد شد شکل درخت
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.