پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت

باز هر یک مرد شد شکل درخت

چشمم از سبزی ایشان نیکبخت

زانبُهی برگ پیدا نیست شاخ

برگ هم گم گشته از میوهٔ فراخ

هر درختی شاخ بر سدره زده

سدره چه بود از خلا بیرون شده

بیخ هر یک رفته در قعر زمین

زیرتر از گاو و ماهی بُد یقین

بیخشان از شاخ خندان‌روی‌تر

عقل از آن اَشکالشان زیر و زبر

میوه‌ای که بر شکافیدی ز زور

همچو آب از میوه جستی برق نور

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختگفت راندم پیشتر من نیکبخت
  2. بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختبعد دیری گشت آنها هفت مرد
  3. بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتاین سخن پایان ندارد تیز دو
  4. بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قومدر تحیات و سلام الصالحین
  5. بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقیپیش در شد آن دقوقی در نماز
  6. بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستنانبیا گویند روز چاره رفت
  7. بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدنآن دقوقی در امامت کرد ساز
  8. بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازمآنچنانک ناگهان شیری رسید
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.