پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم

آنچنانک ناگهان شیری رسید

مرد را بربود و در بیشه کشید

او چه اندیشد در آن بردن ببین

تو همان اندیش ای استاد دین

می‌کشد شیر قضا در بیشه‌ها

جان ما مشغول کار و پیشه‌ها

آنچنانک از فقر می‌ترسند خلق

زیر آب شور رفته تا به حلق

گر بترسندی از آن فقرآفرین

گنجهاشان کشف گشتی در زمین

جمله‌شان از خوف غم در عین غم

در پی هستی فتاده در عدم

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمینچون رهید آن کشتی و آمد به‌کام
  2. بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای اویادم آمد آن حکایت کان فقیر
  3. بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلاممی‌کشیدش تا به داود نبی
  4. بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیهچونک داود نبی آمد برون
  5. بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاوگفت داود این سخنها را بشو
  6. بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلامسجده کرد و گفت کای دانای سوز
  7. بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شوددر فرو بست و برفت آنگه شتاب
  8. بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلامگفت داودش خمش کن رو بهل
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.