پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درخت

گفت راندم پیشتر من نیکبخت

باز شد آن هفت جمله یک درخت

هفت می‌شد فرد می‌شد هر دمی

من چه سان می‌گشتم از حیرت همی

بعد از آن دیدم درختان در نماز

صف کشیده چون جماعت کرده ساز

یک درخت از پیش مانند امام

دیگران اندر پس او در قیام

آن قیام و آن رکوع و آن سجود

از درختان بس شگفتم می‌نمود

یاد کردم قول حق را آن زمان

گفت النجم و شجر را یسجدان

این درختان را نه زانو نه میان

این چه ترتیب نمازست آنچنان

آمد الهام خدا کای بافروز

می عجب داری ز کار ما هنوز

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتاین سخن پایان ندارد تیز دو
  2. بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قومدر تحیات و سلام الصالحین
  3. بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقیپیش در شد آن دقوقی در نماز
  4. بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستنانبیا گویند روز چاره رفت
  5. بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدنآن دقوقی در امامت کرد ساز
  6. بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازمآنچنانک ناگهان شیری رسید
  7. بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتیچون دقوقی آن قیامت را بدید
  8. بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمینچون رهید آن کشتی و آمد به‌کام
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.