پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر سوم

بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت

از کلیم حق بیاموز ای کریم

بین چه می‌گوید ز مشتاقی کلیم

با چنین جاه و چنین پیغامبری

طالب خضرم ز خودبینی بری

موسیا تو قوم خود را هشته‌ای

در پی نیکوپیی سرگشته‌ای

کیقبادی رسته از خوف و رجا

چند گردی چند جویی تا کجا

آن تو با تست و تو واقف برین

آسمانا چند پیمایی زمین

گفت موسی این ملامت کم کنید

آفتاب و ماه را کم ره زنید

می‌روم تا مجمع البحرین من

تا شوم مَصْحوبِ سلطان زمن

اجعل الخضر لامری سببا

ذاک او امضی و اسری حقبا

سال‌ها پَرم به‌پَر و بال‌ها

سال‌ها چه بود هزاران سال‌ها

می‌روم یعنی نمی‌ارزد بدان

عشق جانان کم مدان از عشق نان

این سخن پایان ندارد ای عمو

داستان آن دقوقی را بگو

ادامه‌ی دفتر سوم

  1. بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحلهفت شمع از دور دیدم ناگهان
  2. بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعباز می‌دیدم که می‌شد هفت، یک
  3. بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مردهفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد
  4. بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختباز هر یک مرد شد شکل درخت
  5. بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلقاین عجب‌تر که بریشان می‌گذشت
  6. بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختگفت راندم پیشتر من نیکبخت
  7. بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختبعد دیری گشت آنها هفت مرد
  8. بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتاین سخن پایان ندارد تیز دو
همه‌ی دفتر سوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.