پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی

آمد از حق سوی موسی این عتاب

کای طلوع ماه دیده تو ز جیب

مشرقت کردم ز نور ایزدی

من حقم رنجور گشتم نامدی

گفت سبحانا تو پاکی از زیان

این چه رمزست این بکن یا رب بیان

باز فرمودش که در رنجوریم

چون نپرسیدی تو از روی کرم

گفت یا رب نیست نقصانی تو را

عقل گم شد این سخن را برگشا

گفت آری بندهٔ خاص گزین

گشت رنجور، او منم نیکو ببین

هست معذوریش معذوری من

هست رنجوریش رنجوری من

هر که خواهد همنشینی خدا

تا نشیند در حضور اولیا

از حضور اولیا گر بسکلی

تو هلاکی زانک جزوی بی کلی

هر که را دیو از کریمان وا برد

بی کسش یابد سرش را او خورد

یک بدست از جمع رفتن یک زمان

مکر دیوست بشنو و نیکو بدان

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۱ - رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلاماین عیادت از برای این صله‌ست
  2. بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کنسوی مکه شیخ امت بایزید
  3. بخش ۵۳ - حکایتخانه‌ای نو ساخت روزی نو مرید
  4. بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعاچون پیمبر دید آن بیمار را
  5. بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کردگفت با دلقک شبی سید اجل
  6. بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بودآن یکی می‌گفت خواهم عاقلی
  7. بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدایک سگی در کوی بر کور گدا
  8. بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندانمحتسب در نیم شب جایی رسید
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.