پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد

گفت با دلقک شبی سید اجل

قحبه‌ای را خواستی تو از عجل

با من این را باز می‌بایست گفت

تا یکی مستور کردیمیت جفت

گفت نه مستور صالح خواستم

قحبه گشتند و ز غم تن کاستم

خواستم این قحبه را بی معرفت

تا ببینم چون شود این عاقبت

عقل را من آزمودم هم بسی

زین سپس جویم جنون را مغرسی

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدایک سگی در کوی بر کور گدا
  2. بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندانمحتسب در نیم شب جایی رسید
  3. بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گرددگفت آن طالب که آخر یک نفس
  4. بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار راگفت پیغامبر مر آن بیمار را
  5. بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنشگفت پیغامبر مر آن بیمار را
  6. بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازستدر خبر آمد که آن معّاویه
  7. بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او راگفت هنگام نماز آخر رسید
  8. بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه راگفت ما اول فرشته بوده‌ایم
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.