پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

در خبر آمد که آن معّاویه

خفته بد در قصر در یک زاویه

قصر را از اندرون در بسته بود

کز زیارتهای مردم خسته بود

ناگهان مردی ورا بیدار کرد

چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد

گفت اندر قصر کس را ره نبود

کیست کین گستاخی و جرات نمود

گرد برگشت و طلب کرد آن زمان

تا بیاید زان نهان گشته نشان

او پس در مدبری را دید کو

در پس پرده نهان می‌کرد رو

گفت هی تو کیستی نام تو چیست

گفت نامم فاش ابلیس شقیست

گفت بیدارم چرا کردی بجد

راست گو با من مگو بر عکس و ضد

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه راگفت ما اول فرشته بوده‌ایم
  2. بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او راگفت امیر او را که اینها راستست
  3. بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه راگفت ابلیسش گشای این عقد را
  4. بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیسگفت امیر ای راه‌زن حجت مگو
  5. بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستناین حدیثش همچو دودست ای اله
  6. بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود راگفت هر مردی که باشد بد گمان
  7. بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس راگفت غیر راستی نرهاندت
  8. بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او راقاضیی بنشاندند و می‌گریست
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.