پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

دفتر دوم

بخش ۵۱ - رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام

این عیادت از برای این صله‌ست

وین صله از صد محبت حامله‌ست

در عیادت شد رسول بی ندید

آن صحابی را بحال نزع دید

چون شوی دور از حضور اولیا

در حقیقت گشته‌ای دور از خدا

چون نتیجهٔ هجر همراهان غمست

کی فراق روی شاهان زان کمست

سایهٔ شاهان طلب هر دم شتاب

تا شوی زان سایه بهتر ز آفتاب

گر سفر داری بدین نیت برو

ور حضر باشد ازین غافل مشو

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۵۳ - حکایتخانه‌ای نو ساخت روزی نو مرید
  2. بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعاچون پیمبر دید آن بیمار را
  3. بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کردگفت با دلقک شبی سید اجل
  4. بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بودآن یکی می‌گفت خواهم عاقلی
  5. بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدایک سگی در کوی بر کور گدا
  6. بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندانمحتسب در نیم شب جایی رسید
  7. بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گرددگفت آن طالب که آخر یک نفس
  8. بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار راگفت پیغامبر مر آن بیمار را
همه‌ی دفتر دوم ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.