پرش به محتوای اصلی
عثمان مختاری عثمان مختاری

شهریارنامه

بخش ۶ - اظهار عاشقی کردن مرجانه با شهریار گوید

سپهبد بپیچید بر خویشتن

سرم گفت کز خود ببری ز تن

که حاصل نگردد ز من کام تو

نیاید سر من بدین دام تو

تو دودی و من آتش سرکشم

تو شامی و من صبح خنجرکشم

ترا کی شناسم بجای عروس

کجا جفت با زاغ گردد خروس

گزیدن ز تو دوریم دور نیست

تو قیری و جفت تو کافور نیست

مرا سر ز تن دور بهتر بود

که مثل تو زشتم برابر بود

چو مرجانه بشنید ازو این سخن

خروشید چون شیر نر اهرمن

که ای نامور کاشناه آمدم

ولیکن تو را نیکخواه آمدم

چرا نیست در روز رخشنده ماه

شب تیره باشد فروزنده ماه

سمن عارضان رخ چو زینت دهند

به گل برگ بر خال عنبر نهند

بباغ ارچه گلهای الوان بود

بنفشه هم از خیل ایشان بود

بیا از من امروز بردار کام

مزن بیرضای من امروز گام

وگرنه ز من رنج بینی بسی

نیابی دگر کام خود از کسی

جهانجو ز افسان چنان بود مست

که نارست یازد سوی تیغ دست

بدان دز همی بود و خون میگریست

چگویم که از درد چون میگریست

ادامه‌ی شهریارنامه

  1. بخش ۸ - صف آراستن دو لشکر در برابر همدیگر گویدبشد شاد هیتال بر پیل کوس
  2. بخش ۹ - کشته شدن فرهنگ بدست زرفام گویددلاور برون راند آن فیل زود
  3. بخش ۱۰ - رزم لشکر ارژنگشاه با زرفام گویدبجنبید لشکر چه دریای چین
  4. بخش ۱۱ - رزم شهریار بافرانک و اظهار عاشقی فرانک گویدتنش بود لرزان دلش بود سست
  5. بخش ۱۲ - آگاه شدن شهریار از مکر و دستان شیرافکن گویدجهانجوی شیرافکن آمد ز راه
  6. بخش ۱۳ - رفتن شهریار به شکار و کشتن شیرافکن را گویدچو خور سر زد از چتر فیروزه‌رنگ
  7. بخش ۱۴ - رسیدن سپاه ارژنگ شاه و خبر دادن از حال او گویدچو دیدند روی سپهدار شیر
  8. بخش ۱۵ - رسیدن شهریار بطلایه هیتال شاه و شکستن و رفتن پیش ارژنگ شاه گویدطلایه برآمد سر راه نیو
همه‌ی شهریارنامه ←

عثمان مختاری درباره‌ی عثمان مختاری

حکیم ابوعمر بهاءالدین عثمان بن عمر مختاری غزنوی شاعر و حماسه‌سرای برجسته دوره پایانی سده پنجم و دوره آغازین سده ششم هجری قمری بود. از زندگانی او دانسته‌های اندکی در دست است. تاریخ زاده شدن او را میان سال‌های ۴۵۷–۶۹ و درگذشت او را میان سال‌های ۵۱۲–۵۴۸ نوشته‌اند. مختاری در سرودن غزل و قصیده و رباعی و قطعه و ترکیبات و مثن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.