پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

رباعیات

شمارهٔ ۱۵۶

کو عشق که باده سکونم ریزد

در ساغر جان می جنونم ریزد

من جان کنمش نثار و او بیگنهی

هر لحظه ز راه دیده خونم ریزد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸کفتم که چو بخت هجر در خواب شود
  2. شمارهٔ ۱۵۹گر بیخبری کز تو بدین دل چه رسید
  3. شمارهٔ ۱۶۰گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
  4. شمارهٔ ۱۶۱گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند
  5. شمارهٔ ۱۶۲گر ابر نمی ز چشم من بردارد
  6. شمارهٔ ۱۶۳مه پیش رخت به عذرخواهی آید
  7. شمارهٔ ۱۶۴نتوان ز غم تودل به تدبیر برید
  8. شمارهٔ ۱۶۵وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود
همه‌ی رباعیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.