پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

رباعیات

شمارهٔ ۱۵۸

کفتم که چو بخت هجر در خواب شود

خون جگرم مگر می ناب شود

زلف شب من به صبح گردن ننهد

خورشید ز نور اگر رسن تاب شود

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰گفتی شب هجرت از چه تب می زاید
  2. شمارهٔ ۱۶۱گفتی شودت ز وصلم اقبال بلند
  3. شمارهٔ ۱۶۲گر ابر نمی ز چشم من بردارد
  4. شمارهٔ ۱۶۳مه پیش رخت به عذرخواهی آید
  5. شمارهٔ ۱۶۴نتوان ز غم تودل به تدبیر برید
  6. شمارهٔ ۱۶۵وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود
  7. شمارهٔ ۱۶۶هجران تو چون وصال جاوید شود
  8. شمارهٔ ۱۶۷هرچند طریق خدمت ما بد بود
همه‌ی رباعیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.