پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست

نمی‌رسم ز پی‌ات، اضطراب حاجت نیست

چو من به بزم تو از آمدن پشیمانم

برای خاطر دشمن عتاب حاجت نیست

مرا چو می‌برد از هوش، اضطراب سوال

حکایتی که بپرسم جواب حاجت نیست

چو حیرت تو ببندد لب از فسانه مرا

پی خموشی من طرح خواب حاجت نیست

دمی که با دگری طرح گفت‌وگو فکنی

ز دیدن چو منی اضطراب حاجت نیست

ز هوش برد نگاه تو ما و میلی را

ز بهر بی‌خودی ما شراب حاجت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲ناصح نصیحت تو به دل جای‌گیر نیست
  2. شمارهٔ ۴۳جز خون دل، شراب ندانسته‌ام که چیست
  3. شمارهٔ ۴۴ناله‌ام را کاش نشناسد که این فریاد کیست
  4. شمارهٔ ۴۵گر نیست فکر قتل منت، قهر بهر چیست
  5. شمارهٔ ۴۶تیر غمت که در دل صید زبون شکست
  6. شمارهٔ ۴۷شرمنده‌ام که روی دلی چون نمود و رفت
  7. شمارهٔ ۴۸آنکه رشک بت چین است، این است
  8. شمارهٔ ۴۹جفای او من بی‌تاب را به جا نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.