پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

جفای او من بی‌تاب را به جا نگذاشت

برآن شدم که شکایت کنم، وفا نگذشت

مرا تو حال چه دانی، که بیخودی هرگز

ز ابتدا سخنم را به انتها نگذاشت

زمانه را، شه من، حق به جانب است درین

که دامن تو به دست من گدا نگذاشت

خوشم که مدّعیان را به گاه خواهش کام

خجالت تو به اظهار مدّعا نگذاشت

دلم به پنجه عشق تو از توتیای شوق، مرا

گل ملاحظه در دیده حیا نگذاشت

طبیب وصل تو از توتیای شوق، مرا

گل ملاحظه‌ای در دیدهٔ حیا نگذاشت

خیال آن بت بیگانه، در دل میلی

هوای صحبت یاران آشنا نگذاشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱غافل به من رسید و وفا را بهانه ساخت
  2. شمارهٔ ۵۲میا به پرستش من، چون امید صحت نیست
  3. شمارهٔ ۵۳وه که بر هر سر ره بی‌سر و پایی دگر است
  4. شمارهٔ ۵۴بس که پیشت عاشق از جام حجاب از دست رفت
  5. شمارهٔ ۵۵گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
  6. شمارهٔ ۵۶در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
  7. شمارهٔ ۵۷با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
  8. شمارهٔ ۵۸دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.