پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

وه که بر هر سر ره بی‌سر و پایی دگر است

بس که هر لحظه گذار تو به‌جایی دگر است

حال خود چون به تو اظهار کنم در مستی؟

که ز هر جام، ترا شرم و حیایی دگر است

دل بیچاره‌ام از آرزوی بالایش

در بلایی‌ست که هر چاره بلایی دگر است

بعد صد وعده خلافی، بنگر سادگی‌ام

که ز هر وعده مرا چشم وفایی دگر است

دل چرا بر سر کویش نگشاید امروز؟

یار هرجایی ما گر نه به جایی دگر است

چون کشی تیغ جفا بر سر میلی، دگری

کاش دست تو نگیرد، که جفایی دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
  2. شمارهٔ ۵۶در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
  3. شمارهٔ ۵۷با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
  4. شمارهٔ ۵۸دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
  5. شمارهٔ ۵۹از حریم وصل، مهجورم نمی‌بایست داشت
  6. شمارهٔ ۶۰باز تیر مژه بر جان بلاکش زد و رفت
  7. شمارهٔ ۶۱ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
  8. شمارهٔ ۶۲چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.