پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

از حریم وصل، مهجورم نمی‌بایست داشت

یعنی از نزدیک خود دورم نمی‌بایست داشت

ای مسیح دردمندان، چون نسیم وصل بود

از سموم هجر رنجورم نمی‌بایست داشت

من که بودم چون مه روشندل از خورشید وصل

همچو شمع صبح، بی نورم نمی‌بایست داشت

از می وصل تو چون پیمانه دل پر نشد

این قدر زان جرعه مخمورم نمی‌بایست داشت

گر دلت را ذره‌ای نزدیک می‌دیدم به مهر

می‌شدم گر دور، معذورم نمی‌بایست داشت

من که چون خورشید صبح وصل بودم پرده سوز

در حجاب هجر مستورم نمی‌بایست داشت

همچو میلی در غم آباد فراموشی، چنین

بی نشان با نام مشهورم نمی‌بایست داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
  2. شمارهٔ ۶۲چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
  3. شمارهٔ ۶۳به دل امید بهبودی نمانده‌ست
  4. شمارهٔ ۶۴آن غمزه در صف مژهٔ خشمگین نشست
  5. شمارهٔ ۶۵آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
  6. شمارهٔ ۶۶امشب که گوشه اجلم منزل آمده‌ست
  7. شمارهٔ ۶۷نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
  8. شمارهٔ ۶۸گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.