پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

در پا غمت چو صید زبون می‌کشد مرا

می‌افکند به خاک و به خون می‌کشد مرا

ما خون گرفته‌ایم و دمادم به زور دست

درپای تیغ، بخت زبون می‌کشد مرا

زنجیر زلف او اگر این است، عاقبت

سودای عاشقی به جنون می‌کشد مرا

خواری به آن رسیده که بی گفت او، رقیب

از بزم همچو شحنه برون می‌کشد مرا

میلی لب فسونگر افسانه‌ساز یار

در تنگنای غم به فسون می‌کشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶در ایّام روزه به از روز ما شب
  2. شمارهٔ ۳۷دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
  3. شمارهٔ ۳۸ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
  4. شمارهٔ ۳۹چنین که با تو مرا تاب آشنایی نیست
  5. شمارهٔ ۴۰ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست
  6. شمارهٔ ۴۱از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
  7. شمارهٔ ۴۲ناصح نصیحت تو به دل جای‌گیر نیست
  8. شمارهٔ ۴۳جز خون دل، شراب ندانسته‌ام که چیست
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.