پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت

سرمست در رسید و گریبان ما گرفت

گردید تیر غمزه مستش به خون من

هر چند دست او به شفاعت حنا گرفت

شب گفتم آن‌قدر سخن از بیخودی به یار

کش خواب از فسانه بی مدعا گرفت

آن شاخ گل، شکفته ز اهل وفا گذشت

تا از نسیم آه که بوی وفا گرفت؟

میلی ترا کسی که ملامت ز عشق کرد

آهوی نیم جان به کمند بلا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹چنین که با تو مرا تاب آشنایی نیست
  2. شمارهٔ ۴۰ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست
  3. شمارهٔ ۴۱از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
  4. شمارهٔ ۴۲ناصح نصیحت تو به دل جای‌گیر نیست
  5. شمارهٔ ۴۳جز خون دل، شراب ندانسته‌ام که چیست
  6. شمارهٔ ۴۴ناله‌ام را کاش نشناسد که این فریاد کیست
  7. شمارهٔ ۴۵گر نیست فکر قتل منت، قهر بهر چیست
  8. شمارهٔ ۴۶تیر غمت که در دل صید زبون شکست
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.