پرش به محتوای اصلی
میلی میلی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

بیا ای قاصد از کویش، زغم آزاد کن مارا

پیامی گر نداری، از دروغی شاد کن مارا

همی‌گویی که آخر می‌دهم داد غریبان را

بیا اوّل شهید خنجر بیداد کن مارا

برو عهدی که با اغیار هم نو بسته‌ای، بشکن

بیا یک بار شاد از عهد بی‌بنیاد کن مارا

چو ما را بی گنه خون ریختی، هرجا شهیدان را

میان خاک و خون افتاده بینی، یاد کن مارا

چو اُفتم در خیال وصل، از هجران دهی یادم

ترا میلی که می‌گوید که در فریاد کن مارا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴در پا غمت چو صید زبون می‌کشد مرا
  2. شمارهٔ ۳۵مشو با روی آتشناک، شب‌ها شمع محفل‌ها
  3. شمارهٔ ۳۶در ایّام روزه به از روز ما شب
  4. شمارهٔ ۳۷دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
  5. شمارهٔ ۳۸ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
  6. شمارهٔ ۳۹چنین که با تو مرا تاب آشنایی نیست
  7. شمارهٔ ۴۰ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست
  8. شمارهٔ ۴۱از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
همه‌ی غزلیات ←

میلی درباره‌ی میلی

میرزا قلی میلی مشهدی یا هروی متخلص به «میلی» از شاعران مکتب وقوع است. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست ولی می‌دانیم که در جوانی به سال ۹۸۳ یا ۹۸۴ قمری چشم از جهان پوشیده است. این سخنور را گاه به هرات هم منسوب داشته‌اند که در دورهٔ صفویان مرکز خراسان و محل تجمع فضلا، شعرا و هنرمندان بوده است ولی بیشتر تذکره‌های معتبر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.