پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۴۲

آن را که تو در دلی خرد در سر اوست

وآن را که تو رهبری فلک چاکر اوست

آن را که به بالین تو یک شب سر اوست

سرو و گل و مهر و ماه در بستر اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۴چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست
  2. شمارهٔ ۴۵دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست
  3. شمارهٔ ۴۶بر جان منت جان رهی فرمانست
  4. شمارهٔ ۴۷ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست
  5. شمارهٔ ۴۸وصلش شادیست وز پسش زود غم است
  6. شمارهٔ ۴۹آویخته در هوای جان آویزت
  7. شمارهٔ ۵۰رویم ز غمت گونه خال تو گرفت
  8. شمارهٔ ۵۱ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.