پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۴۶

بر جان منت جان رهی فرمانست

فرمان تو مرا جان مرا درمانست

جز تو هر کس که باشدم یکسانست

جانست و تویی بتا تویی و جانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۸وصلش شادیست وز پسش زود غم است
  2. شمارهٔ ۴۹آویخته در هوای جان آویزت
  3. شمارهٔ ۵۰رویم ز غمت گونه خال تو گرفت
  4. شمارهٔ ۵۱ای شاه ز بزم تو جهان را خبرست
  5. شمارهٔ ۵۲گر نور فلک چو طبع ما گردد راست
  6. شمارهٔ ۵۳طاهر که خطاب تو بر از نام تو نیست
  7. شمارهٔ ۵۴با ما ثقت الملک هم آوازی نیست
  8. شمارهٔ ۵۵چشم تو چو فتنه جهان سوزانست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.