پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۸

امروز به شهر هست همنام تو بیست

عاشق همه زیر سایه بام تو زیست

ای دوست ندانی که دلارام تو کیست

ای عشق نه آگهی که در دام تو چیست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۰مسعود ملک ملک نگهبان چو تو نیست
  2. شمارهٔ ۴۱از وصلت آنکه همچو سوسنش تنست
  3. شمارهٔ ۴۲آن را که تو در دلی خرد در سر اوست
  4. شمارهٔ ۴۳در نعمت و مال اگر زبر دستی نیست
  5. شمارهٔ ۴۴چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدست
  6. شمارهٔ ۴۵دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخست
  7. شمارهٔ ۴۶بر جان منت جان رهی فرمانست
  8. شمارهٔ ۴۷ای آنکه مرا قبله وثاق تو بسست
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.