پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۶۵

مرهم گفتم تو با دل ریش همی

تا بندیشم من از بدانیش همی

نعمت شودم زمان زمان بیش همی

یادم ناید ز نعمت خویش همی

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷از شیرینی چون به سخن بنشینی
  2. شمارهٔ ۳۶۸با هر تاری ساخته چون پود شوی
  3. شمارهٔ ۳۶۹ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی
  4. شمارهٔ ۳۷۰آخر نگذاردم فلک چون زاری
  5. شمارهٔ ۳۷۱ای دولت هند را جمالی دادی
  6. شمارهٔ ۳۷۲شوخی صنمی خوشی کشی خندانی
  7. شمارهٔ ۳۷۳عشق آتشی افروخت که از بسیاری
  8. شمارهٔ ۳۷۴ای بخت مرا سوخته خرمن کردی
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.