پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۳۶۳

روزی که چو باد پیش من برگذری

دردسر و رنج دل و خون جگری

وآن شب که چو مه به روی من در نگری

نور جگر و قوت دل و تاج سری

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵مرهم گفتم تو با دل ریش همی
  2. شمارهٔ ۳۶۶دولت ز علاء دولت عالی رای
  3. شمارهٔ ۳۶۷از شیرینی چون به سخن بنشینی
  4. شمارهٔ ۳۶۸با هر تاری ساخته چون پود شوی
  5. شمارهٔ ۳۶۹ای گل نه ز گل ز دل همی بر رویی
  6. شمارهٔ ۳۷۰آخر نگذاردم فلک چون زاری
  7. شمارهٔ ۳۷۱ای دولت هند را جمالی دادی
  8. شمارهٔ ۳۷۲شوخی صنمی خوشی کشی خندانی
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.