پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۶

چون بار فلک بست به افسون ما را

وز خانه خود کشید بیرون ما را

از بس که بلا نمود گردون ما را

چون شیر دهانیست پر از خون ما را

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۸کس نتواند ز بد رهانید مرا
  2. شمارهٔ ۱۹ای دوست به امّید خیالت هر شب
  3. شمارهٔ ۲۰دانی تو که با بند گرانم یارب
  4. شمارهٔ ۲۱دل در هوس تو بسته بودم همه شب
  5. شمارهٔ ۲۲تفت این دل گرم از دم سردم همه شب
  6. شمارهٔ ۲۳مهمان من آمد آن بت و کرد طرب
  7. شمارهٔ ۲۴دیبا به رخی بتا و زیبا به سلب
  8. شمارهٔ ۲۵ای روی تو و زلف تو روز اندر شب
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.